آنک
پاییز
با آن ردای زرد بلندش، میان راه...
تا در خیال چیدن گل ها دوباره رفت
در جنگل بزرگ
از غصه ی چپاول گل های سرخ و زرد
هر چلچله به جانب خورشید بال زد.