در بهار شب، درخت آسمان شکوفه کرد.
ناگهان
آن پرنده ی سپید بال
پای چشمه ای مرا درود گفت.
در همین زمان که ماهتاب
زیرکانه از میان شاخه ها، مرا نگاه کرد و خنده کرد
من به سوی آن پرنده بال می زنم.