حادثه
در پای حوض خانه، گربه ای سیاه
چنگال خویش را
می لیسد.
بر دامن زمین
برقِ شگرفِ پولکِ سرخی مرا
بر پله های خانه ی ویرانه
می کند ناگاه،
میخکوب.
اکنون
آه...این منم
کاورده کف به لب
دندان به هم فشرده، غضبناک، بیقرار.
گویی به جلد یک سگ درنده، رفته ام.
( کامبیز صدیقی )