درو

دور؛ در مزرعه ی دلکش همسایه ی ما

عده ای می خواندند،

و درو می کردند.

لیک، در مزرعه ی ما که پر از آفت بود

نه کسی فکر درو در سر داشت

نه کسی در گذر باد، سرودی می خواند.

 

شب

در این مزرعه

بر تیرگی اش می افزود.