با تشکر از بازدید شما از این سایت . شما می توانید نظرات خود را در رابطه با اشعار و دیگر بخش های موجود در وب سایت ارائه دهید . گقتنی ست نظرات شما پس ار تایید مدیر سایت برای عموم قابل مشاهده است .
فرستنده : ميترا اسديان
تاریخ ارسال : ۱۳۹۰/۱/۱۴
با درود فراوان . دوست بسيار عزيزي من رو با اين جا آشنا كرد . خيلي خوشحال مي شوم اگر براي نشر اين اشعار نياز به همكاري باشه در خدمتم . خيلي ها نميدونن كجا بايد پيدا كنن يه همچين گنينه هائي رو . برايشان از خداوند آرامش ابدي خواستارم روحش شاد و يادش گرامي
فرستنده : صنم بهمن
تاریخ ارسال : ۱۳۹۰/۱/۱۳
روحش شاد و یادش گرامی ..
فرستنده : ایلیا علوی
تاریخ ارسال : ۱۳۹۰/۱/۱۳
سایت با حالی هستش این شعر رو خودم گفتم تقدیم به شما هر روز بود روز نو در همه ایام لطف عزلی بهر تو ای دلبر خوش نام چطوره میتونم شاعر بشم؟
فرستنده : آرمان صدیقی
تاریخ ارسال : ۱۳۹۰/۱/۱۳
جای درخت و گل ... برای آرمان و تمام بچه های خوب

ایکاش
مادر- مرا
هرگز نزاده بود.
زیرا می بینم
امروز بچه ها
جای درخت و گل
بر کاغذ سپید نقاشی
تصویر بمب و طیاره می کشند

این شعر را کامبیز صدیقی در بهار سال یک هزار و سیصد و پنجاه و یک شمسی همانطور که خودش در ابتدای کتاب آواز قناری تنها آورده در چاپخانه به طبع رساند و سی و هشت سال بعد در بهار یک هزار و سیصد و هشتاد و نه این آرمان که شاید خوب و شاید بد ولی دیگر بچه به آن عنوان که در سال طبع شعر عمویش او را می دید نبود بنا به ضرورت حرفه اش فاجعه ای را که می دانست و نمی خواست که بپذیرد را دید و
نام عمویش را بر برگه گواهی فوت نوشت یا به قول خودش نام عموکامبیز را بر این کاغذچه که نتیجه ای از برگ و درخت بود نشا کرد و مهر صحت گواهی خود را در زیر آن زد
کامبیز صدیقی در ابتدای بهار هشتاد نه بهار را به ما سپرد و خود از میان ما رفت و آرمان و تمام بچه های خوب را تنها گذاشت
تو را نشا کردم
بر تار و پود برگ و درخت
در هیئت کاغذچه ای از پس مانده شان
گواهی فوت
تو را که باران خورده بودی
و خورشید
و باد
و خاک
نه از آنکه فضله ای بر گنداب زمان افزوده تر کنی
که زندگی را سبز خواسته بودی
و نم آن را در آوندهایمان
تو را که ترانه باران را آوازه خوان بودی
من خیس آوازهایت
تو را نشا کردم
در گواهی فوت
بر تار و پود برگ و درخت
(آرمان صدیقی)
http://arman-sedighi.persianblog.ir/
فرستنده : هیراد نیکو
تاریخ ارسال : ۱۳۹۰/۱/۱۲
اشعار صدیقی برای من بسیار قابل تامله. من این اشعار رو با حال و هوای امروز خودمون می سنجم و احساس می کنم چه خوب قابل تعمیم است به شرایط امروز ما.
میدانم که اشعار دیگری از او آماده برای چاپ است. بی صبرانه منتظر چاپ آنها هم هستم.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
12